مجید خسروانجم در گفتگو با اشراق: نوجوانان باید «نهج‌البلاغه» و «کلیات سعدی» بخوانند.

معاونت فضای مجازی، هنر و رسانه

مجید خسروانجم عضو هیئت داوران هفتمین سوگواره مجازی اشراق گفت: نوجوانان باید «نهج‌البلاغه» و کتاب «کلیات سعدی» بخوانند.

هفتمین سوگواره مجازی اشراق که به همت معاونت فضای مجازی، هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم برگزار می شود اساتید و شخصیت های موفق در رشته های مختلفی را با این معاونت پیوند داده است. به همین بهانه با آقای مجید خسروانجم کارتونیست و مدرس خلاقیت و ایده پردازی و عضو هیئت داوران هفتمین سوگواره مجازی اشراق مصاحبه ای داشتیم که در شماره آبانماه ماهنامه فرهنگی سلام بچه ها برای نوجونان به چاپ رسید.

مجید خسروانجم بچه خیابان نواب تهران است. ۱۹ آبان ۵۷ به دنیا آمده و کارشناسی ارشد طراحی صنعتی از دانشگاه هنر دارد. از ۱۵ سالگی با یک اتفاق جالب پایش به کاریکاتور باز می شود و تا الان پایش هنوز گیر کرده است.

از خودتان برای‌مان بگویید؟

مجید خسروانجم هستم. متولد نوزده آبان ۱۳۵۷ بیمارستان لقمان حکیم تهران. در دبیرستان، رشته‌ی ریاضی فیزیک خوانده‌ام. از دانشگاه هنر مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد طراحی صنعتی را دارم.

چه‌طور به دنیای کاریکاتور وارد شدید؟

بچه که بودم گل‌آقا و کیهان بچه‌ها و طنز و کاریکاتور را می‌خواندم. کارتون و طنز را خیلی دوست داشتم؛ البته کارتون نه به معنی انیمیشن، همین چیزی که ما به اشتباه به آن می‌گوییم کاریکاتور، کارتون است. کاریکاتور یعنی کشیدن اغراق‌آمیز چهره؛ اما کارتون یعنی کشیدن اغراق‌آمیز موضوعات مختلف. در دی ماه ۱۳۷۲ طی یک سری اتفاق‌های جالب اولین کاریکاتور را کشیدم و از همان موقع سعی کردم ایده‌یابی کنم، تا به امروز که تقریباً ۲۷ سال گذشته است.

 

تکنیک‌تان در خلق آثار چیست؟

تکنیک خاصی ندارم. مداد، کاغذ، اسکن، رنگ‌گذاری کامپیوتری. گاهی اوقات که می‌خواهم روی در و دیوار کار کنم تکنیک فرق می‌کند. مثلاً دیواری در کشور عراق بود که مجبور شدم با زغال کار کنم.

به جز کاریکاتور در چه زمینه‌های دیگری فعالیت دارید؟

می‌نویسم، کارگردانی می‌کنم، انیمیشن می‌سازم، تا سال ۱۳۹۲، دوازده سال در رادیو تهیه‌کننده و سردبیر بودم؛ کار تولید رادیو و پادکست می‌کردم که الآن دیگر انجام نمی‌دهم. معلم هستم. آشپزی خوب انجام می‌دهم.

از این‌که از کارهای‌تان کپی می‌شود، ناراحت نیستید؟

نه، ناراحت نیستم. آن‌که کپی می‌کند، خودش بازنده است.

کتاب‌هایی را برای خواندن به ما پیشنهاد می‌کنید؟

برای گروه سنی نوجوان خیلی کتاب درجه‌ی یک هست. در اینستاگرامم در قسمت هایلایت خیلی کتاب معرفی کرده‌ام. نوجوانان باید همه‌ی جلدهای «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» از مهدی آذریزدی را بخوانند. هر نوجوانی حتماً باید «شازده‌کوچولو» خوانده باشد. «نهج‌البلاغه» که کتاب فوق‌العاده‌ای است باید خوانده شود. کتاب «کلیات سعدی» هم گلستان و بوستان دارد و هم غزلیات فوق‌العاده است.  کتاب‌های هوشنگ مرادی‌کرمانی؛ «قصه‌های مجید»، «ته خیار»، «شما که غریبه نیستید»، «لبخند انار» و…

خلاق بودن را چه چیزی تقویت می‌کند؟

بچه‌ها، معنویات، عبادت، مطالعه‌ی زیاد، بازی چه کامپیوتری چه رومیزی. حل مسائل ریاضی به شدت عمل‌کرد مغز را بهبود می‌بخشد. انجام کار با دست‌های مختلف. مسیرها را عوض کردن؛ یعنی اگر هر دفعه از یک مسیری می‌روید به عمد از مسیر دیگری بروید.

 

در برنامه‌ی «خندوانه» قرار شد یک جلسه‌ی آموزشی همراه با خوردن کباب داشته باشید، خوش گذشت؟

رامبد بدقولی کرد و نیامد. نه دوربین داشتیم و نه کباب؛ اما کلاس برگزار شد. همان‌طور که قول دادم در شهرهای مختلف محروم برای بچه‌های کم بضاعت کلاس گذاشتم و بله خیلی خوش گذشت.

مهم‌ترین نقطه‌ی قوّت پسرتان «طاها»جان چیست؟

نقطه‌ی قوّت زیاد دارد، نقطه‌ی ضعف هم دارد؛ اما نقطه‌ی قوّت برجسته‌اش این است که آدم مهربانی است. هر چه از مهربانی‌اش بگویم کم گفته‌ام. خدا را شکر محبت کردن را می‌داند و این خیلی خوب است.

*کاریکاتور روز پدر محبوب ترین کاریکاتور آقای کاریکاتوریست است.

« قبل از این نمی توانستم کاریکاتوری را از بین کارهایم انتخاب کنم اما بعد از این کاریکاتور دیگر می توانم.» این کاریکاتور را که خسروانجم تصمیم گرفت بدون امضا منتشرش کند با حاشیه هم روبرو شد. حاشیه ای که مجبورش کرد از این به بعد کاریکاتورهایش را با امضا منتشر کند تا کسی نتواند به اسم خودش منتشر کند.

از روابط پسر و پدری‌تان کمی برای‌مان می‌گویید؟

روابط خوبی داریم. بابای خوبی هستم. او هم بچه‌ی خوبی است. فرق بین شوخی و احترام و صمیمی بودن را می‌داند. برای همین با هم کیف می‌کنیم. موتورسواری می‌برمش، بازی می‌کنیم.

به یاد ماندنیترین خاطره‌ی کاری‌تان چه بوده است؟

کلی خاطره‌ی کاری دارم. دست‌فروشی کرده‌ام. تلفن‌چی بودم. معاون انتشارات بودم. نامه‌رسان بودم. مسئول بخش ماکت یک شرکت بودم. مدیرهنری و گرافیست چند جا بودم. سردبیر و گوینده‌ی رادیو بودم. معلم هم بودم و هستم. کارهای متنوعی داشته‌ام، نمی‌توانم به یادماندنی‌ترین را انتخاب کنم.

ما چندتا نوجوان علاقه‌مند به کشیدن کاریکاتور داریم. باید چه‌کار کنند؟

علاقه کافی نیست. باید روزی ده ساعت تمرین طراحی کنند. کلاس‌های «خانه‌ی کاریکاتور» را بروند که معمولاً در همه‌ی شهرها هست و کم‌کم برسند به امضای شخصیِ قلم‌شان تا وارد عرصه‌ی «کاریکاتور چهره» و «کارتون موضوعی» بشوند.

ممکن است شما دوست داشته باشید